Tag Archives: قالبسازی

سيستم هاي واپيچ در قالب

سيستم هاي واپيچ در قالب

انواع متفاوت سيستم هاي واپيچ در داخل ماشيني ساخته شده است كه كندكاري وزن غلتك سنگين را مغلوب مي كند ، اين ترمورفورم را براي برهنه كرن شبكه با حداقل تلاش ، اجازه مي دهد، شبكه پلاستيك به داخل ترمورفورم راهنمايي مي شود و توسط وسايلي از راهنماي يك آب شاخه اين كار را انجام مي دهد. اين راهنما قابل تنظيم است براي اجازه مكان دادن هر پلاستيك بدن توانايي ماشين است .

انتقال شبكه

شبكة پلاستيكي در ميان ماشين ترموفورمينگ توسط دو زنجيرة انتقال موازي حمل و نقل شده اند كه لبه هاي شبكه در حداكثر عرضي را سوراخ مي كند . (جدول ۲۲-۸ را نگاه كنيد ) . اين زنجيره نمايان شده است و با درخواست چرخه ترموفورمينگ هماهنگ شده است . شاخص توسط يك هوا – يا سيستم مكانيكي راننده اي – هيدروليكي يا توسط يك موتور الكتريكي كنترل شده ، توانمند شده است ( نمودار ۲۳-۸ را نگاه كنيد ) تكرار و آگاهي شاخص براي ثبت نام كردن اجزاء ترمورفورم بعدي و براي يك عملكرد مرتب در خط ، مهم است .

گرمادهي

شبكه در داخل يك كوره هماهنگ شده است كه بطور الكتريكي يا با گاز طبيعي گرم شده است . يكي با بيشتر از يك موقعيت مقاومت شاخص داخل كوره ساخته شده كه پلاستيك را مجاز به بدست آوردن درجه حرارت مناسب ترموفورمينگ در سرعت ويژه چرخه مي كند . خيلي كوره ها بانكهاي ( مخزن ها ) بالاتر با پايين تري را دارند كه بطور مستقلانه كنترل مي شوند ( نمودار ۲۴-۸ را نگاه كنيد )

p6-1

p6-2توده اي ساختار فلز كه زنجيرهاي شاخص شده را در ميان كوره راهنمايي مي كند و گرما را از لبه هاي شبكه پلاستيكي بيرون مي كشد ، و گرما ده هاي اضافي لبه ممكن است براي جايگزين كردن سر موازنه گرما منصوب كند . سكوننت در پايانة كوره ، چيزي است كه بطور ارتباطي خيلي بزرگ باز است و يك فقدان گرما را محلي مي كند ، خيلي از طراحان ماشين يك مخزن گرمادهي اضافي را در اين محدوده براي جبران كردن اين فقدان در نظر گرفته اند. فشار شكل دهنده اغلب دو نورد عمل كننده بطور مستقلانه دارد و آنها بايد گسترش بافته باشند و همينطور قفل شده براي مقاومت كردن نيروي توليد شده در طول فشار شكل دهندة پلاستيك ( نمودار ۲۵-۸ را نگاه كنيد . ) فشار شكل دهنده گسترش يافته ، قفل شده مي باشد ، يا بوسيلة سيستم هاي تاگل موتور الكتريكي ، هيدروليكي ، يا دم فشاري ، جمع شده است . ( نمودار ۲۶-۸ را نگاه كنيد ) . موقعيت نوردها بر روي ماشه هاي نزديك بكار اندازي سوپاپ هاي شكل دهندة فشار و مكانيزم نوارة جزء پلاستيكي است.

فاكتورهاي تأثير گذار معيارهاي زايد

اجزاء پايان يافته توسط تماس با قالب سرد شده اند ، آنها شاخص شده اند و آماده است براي اصلاح كردن شبكه معيار بخش زايد نياز به بررسي چندين فاكتور دارد :

  • افت بخش پلاستيكي در طول چرخة ترموفورمينگ كامل نشده است . اجزاء از قالب جدا مي شوند ، وقتي كه آنها به اندازة كافي سخت هستند ، آنهم براي نگه داشتن شكلشان اما ممكن است كه بطور كامل سرد نشده باشند . آنها اغلب خارج قالب تا يك فشار منظم روي خط شاخص شده اند ، وقتي كه آنها فقط نيم آب رفتگي ( رفت ) را بدست آورده اند . سامان دهي طراحان طاسي بايد براي اين نابهنجاري در محاسبة ابعاد مرده اجازه داشته باشد .
  • شاخص كردن خطا بر روي ترموفورمينگ ماشين درون خطي اتفاق مي افتد وقتي كه سيستم شاخص شدة شبكه ناپايدار يا نادرست است و شبكة فرم گرفته طاسي ثبت نام نمي كند .
  • نمونه جزء فرم گرفته مرتبط با محيط جزئي طاسي است كه يك تكنيك هميشه براي تضمين كردن مركزيت جزء استفاده مي شود . نمونه يك بيرون زدگي ساخته شدة پانچ يا شبه چاقوي طاسي است كه براي يك حركت سخت جزء ترمورفورم تطبيق شده است . آن مي تواند براي جابجا كردن بخش به داخل موقعيت صحيح استفاده مي شود قبل از اينكه طاسي بريده شود آن از شبكه آزاد مي شود .

تكنيك هاي براي كارايي هاي خاص :

موضوعات مرتبط با قالب :

طرح – نظم در قالب ، عوامل اصلي ترموفورمينگ غلتيدن يك طرح – نظم در قالب است كه يك تكنيك معمولي است كه در كل جهان استفاده شده است ( نمودار ۲۷-۸ را نگاه كنيد )

p6-3شبكة واپيچش پلاستيك از يك غلتك ، در يك كوره گرم شده است ، و با فشار ترموفورينگ شاخص شده است . طاسي منظم و قالب بعنوان يك واحد تنها توليد شده است ، بدين ترتيب ، بعد از ترموفورمينگ فشارنورد يك فعاليت اضافي دارد كه طاسي منظم را فعال مي كند( نمودار ۲۸-۸ را نگاه كنيد) اين روش نياز به انتقال جزء فرم گرفته را حذف مي كند ، چيزي كه هنوز در شبكه براي فشاري ديگر براي منظم شدن است .

وقتي يك نظم در قالب با خيلي از رديف ها حفره ها در جهت فهرست طراحي شده است ، كه انتقال جزء اصلاح شده مشكل است . اين مشكل اتفاق افتاد بعد از اين كه اجزاء پايان يافتة رها ، از شبكه بريده شوند . سيستم هاي به راة افتادة مادي نياز به انتقال دادن اين اجزاء از محدودة قالب دارند ، پس چرخة بعدي شكل دهنده مي تواند آغاز شود .

انواع حفره قالب

حفره هاي قالب مذكر بطور عمومي ارزان تر است و مي تواند خيلي سريعتر از حفره هاي مونث توليد شده باشد . قالب هاي مذكر مي تواند ساختارهاي كند كاري شده را دوباره توليد كنند و اندازه را بطور دقيق روي قالب محصول شكل گرفته حفظ كنند . ديوار عموماً ضخيم ترين در بلندترين نقطة حفره است و ضخامت كم مي شود از زماني كه مقياس به محدودة فلانژ مي رسد ( نمودار ۲۹-۸ را نگاه كنيد ) .

حفره هاي قالب مونت مي تواند فاصله مركز به مركز را روي قالب هاي دوگانه را حاصل مي كند و وقتي كه قالب دهنده با همياري دو شاخه ، پوشش خيلي ضخيم ديواره اي را بوجود مي آورد . اگر يك دو شاخه استفاده نشود ، زيرحفرة ، باريك ترين بخش ديوار را حاصل مي كند ( نمودار ۳۰-۸ را نگاه كنيد ) ديوار بيروني بطور دقيقي كنده كاري و ساختارها را دوباره توليد مي كند و و بطور دقيقي اجزاء حفره به حفره را دوباره توليد مي كند .

قالب ها ممكن است نه حفره هاي مونت يا نه حفره هاي مذكر داخل يك اساس مذكر با درجه حرارت كنترل شده ساخته نشده است . ترموفرم هاي غلتك يك ارتباط حركت كننده را بر روي وارد كردن و خارج كردن صورت هايي از اساس قالب نياز دارد . ارتباط نادر بر روي كوره از قالب ، پلاستيك گرم را از كشيده شدن از قالب از كوره را جلوگيري مي كند وقتي كه قالب بسته شد . پيوند خروجي ، اجزاء پايان يافته را از كشيده شدن و تحريف شدن بر روي فشار بسته را جلوگيري مي كند .

خاص كردن حفره هاي قالب . حفرة قالب خاص شده نياز به تجزية چندين فاكتور دارد :

  • قانون طاس ها نياز به حداقل چوب بين چاقو دارد كه تماميتشان را حفظ مي كند . اين حداقل نيازمند طاسي ها ي منظم است كه توسط هندسه طاس منعكس شده است . چرخش طاس مي تواند بسته تر باشد و نسبت به شكل هاي مستطيل جاگرفته باشد ، چيزي كه يك بخش ضعيف را در سمت چاقوي بلندتر به منظور انحراف طرف ديوارة طاس را ترك مي كند .
  • قالب هاي مذكور طراحي شده اند بدين ترتيب ۷۵% ارتفاع اجزاء به عنوان فاصلة بين حفره هاي فلانژ خدمت مي كنند ( نمودار ۳۱-۸ ) را نگاه كنيد ) . اين قانون زاوية طرح يك طرف ديوار را به بررسي نمي كشد ، و هر جزء لايه بندي شده رديف شده است ، يا ۱۸۰ درجه مي چرخد و ارتفاع نقاط حفره هاي متصل پايين است همه اين عوامل اصلي هندسي كمك به كم كردن فاصلة فلانژ بين حفره ها مي كند و ضخامت پوشش ديواره را حفظ مي كند . هرچند ، كارايي قالب بزرگترين توسط جادادن حفره ها بعنوان خيلي نزديك با همديگر به اندازة ممكن انجام شده است .

p6-4

p6-5وقتي كه يك پانچ استفاده مي شود و طاس دو رديف را در يك ضربه در جهت شاخص اصلاح مي كند . قالب در هر رديف از حفره ها كشيده شده است ( نمودار ۳۲-۸ نگاه كنيد) اين مشكل سوراخ كردن هر رديف را از هر مسافت متفاوت را از بين مي برد ، زيرا يك خطاي شاخص كوچك مي تواند علت خطاهايي در مركزيت است :

p6-6اجازه براي پيروي كردن فاكتورها ، در اندازه پاياني قالب ديكته مي شود . ( نمودار ۳۳-۸ را نگاه كنيد )

p6-7اينجا بايد يك اجازة پيرامون براي ديوارهاي جعبة فشار و فاصلة كافي لبه از زنجيرة ريل (چيزي كه سطح پلاستيك را خنك مي كند ) باشد .

  • فضاي كافي براي افزودن وسايل كمكي در جعبه فشار و تسمه و بشقاب هاي آب – سردكننده براي حفره هاي قالب است .
  • وقتي كه يك سوراخ و طاس را استفاده مي كنيد ، فضا براي سوراخ كنندة ترموفورم شاخص تكه هاي كوچك سوراخ كننده براي هر رديف از اجزاء در جهت شاخص و فضا براي شاخص كردن راهنمايي ها در ميان يك طاس ، مورد نياز هستند . شاخص طاس و سوراخ مكانيزم هايي هستند كه تكه هاي كوچك سوراخ كننده بر روي هر شاخص رديف رانده مي شود و رديف ارتباط را با طاس در فشار منظم قرار گرفته است .

مجرا بندهاي قالب مونث . مجرابندها بر روي قالب هاي مونث استفاده مي شوند كه پارامترهاي بعدي را طراحي كرده اند ( نمودار ۳۴-۸ را نگاه كنيد ) .

  • جسم مجرابند از عايق كننده هاي حرارتي يا كنترل كننده درجه حرارت فلز را شامل
    مي شود . دو شاخه يك حرارت . هم تراز را با درجة حرارت شبكه پلاستيكي بدست
    مي آورد . اين احتمال دو شاخه سطح را كاهش مي دهد مثل آن پلاستيك را تقدم حفره مونث براي ترموفورمينگ بر روي انسداد فشار مي كشد .

p6-8هندسه مجرا بند بايد شعاع عظيمي در سطوح ، متقاطع اش داشته باشد و بطور ارتباطي هموار است . برنامه هاي مجرابندي كامپيوتر براي راهنمايي كردن طراح موجود است ، اما مصيبت هايي را بر روي تقاضاهاي ويژه در طرح پاياني بوجود مي آورد .وضوح مجرابندي بين ديوارها و زيرحفره ها مي تواند مثل يك نقطه شروع باشد . يك مجرابند چيزي است كه خيلي كوتاه يك بخش باريك زيرين را توليد مي كند ، در حالي كه يك مجرابند دراطراف ديوارها ضعيف نتيجه مي دهد . وضوح اطراف ديوار بين مجرابندها وقالب ها ممكن است تنظيماتي را براي تهيه كردن پوشش جزء ديوار ، نياز دارد .

يك مجرا بند تك را در يك نمونه ماشين ترموفورمينگ براي تصفيه كردن علم هندسي اش آزمايش كنيد ، آنهم قبل از مرتب كردن قالب چند حفره اي .

انواع ترموپلاستيك ها

انواع ترموپلاستيك ها

اينجا دو نوع از ترموپلاستيك ها وجود دارد :

  • فاقد شكل ثابت
  • بلورين

۱) فاقد شكل ثابت : ( نوع فاقد شكل ترموپلاستيك ها )

بدون شكل بلورين هستند ، اين نوع ترموپلاستيك هاي فاقد شكل ثابت يك ساختار مولكولي منظم را بطور تصادفي دارند ، رفتارهايشان شبيه به يكي از ويسكوزهاي فراوان ، و مايع
انعطاف ناپذير هستند . براساس گرمازايي ، يك سطح ترموپلاستيك فاقد شكل ثابت نرم
شده است و ويژگي هاي مايع را شناخته است ، اما بدون يك نقطة انتقالي مشخص از مكان جامد به مايع است . مواد فاقد شكل ثابت بطور طبيعي گرماي بهتري با ويژگي هاي قوي تري نسبت به نوع بلورينشان دارند و در نتيجه ، شكل خيلي به سادگي كپي مي شود . اين رزين ها همچنين انرژي كمتري براي شكل دادن درجه حرارت و سرد شدن ، نياز دارد . پلاستيك هاي فاقد شكل ثابت هرگز به سادگي رزين هاي بلورين فرو نمي ريزد . وقتي سرد مي شود ، آنها به مكان جامد غيرسيال نمي رسد . پس ، آنها براي حركت كردن با عصر و دوره تمايل نشان مي دهند البته وقتي كه بارگيري بكار مي رود . پلاستيك هاي فاقد شكل ثابت ، (ABS) را ، وينيل ، اكريليك ، سلولزي ، و پلي كربونيك را شامل مي شود .

p2-1a

ترموپلاستيك هاي بلورين :

ترموپلاستيك هاي بلورين ، يك گروه مولكولي هستند كه گرايش به صف شدن تا مرز
انعطاف پذيري ، رفت ، ساختاري با نظم بالا ، خيلي شبيه به اتصال زنجيرة نرده دارند . اين يك سختي و سفتي ، خوب به آنها مي دهد و خواص را گسترش مي دهد . بيشترين مواد بلورين ترموپلاستيك ها همچنين قسمتي از ترموپلاستيك هاي فاقد شكل ثابت هستند ( براي مثال ،
پلي پرامپلين در حدود ۶۵% بلورين و ۳۵% ترموپلاستيك هاي فاقد شكل ثابت دارند ) . برعكس پلاستيك هاي فاقد شكل ثابت ، وقتي كه يك سطح بلورين گرم شده ، آن سفت باقي ماند تا اينكه انتقال درجه حرارت شيشه اش ( Tg ) ، و نرم شدن مواد را بدست آورد .

بخاطر پلي تايلين با غلظت – بالا ( HDPE ) ، اين نرم شده است ، چيزي كه در (۱۲۵)۲۵۷ اتفاق مي افتد . و توسط يك تغيير از يك ظاهر مات به يك ظاهر شفاف عمل مي كند . اين همچنين حداق درجة حرارت سطح شكل گرفته است . به عنوان منفعت درجة حرارت سطح ، آن به سرعت خيلي انعطاف پذير مي باشد ، پيش بيني مي كند كه مواد درجة حرارت شكل دهندة ايده آل را بدست مي آورند . متأسفانه ، با مواد بلورين ، اين فقط چندين درجه زير درجه حرارت فلز است .

بطور پي در پي ، خيلي از اين مواد سرد شكل گرفته اند و در درجه حرارت « سازگار » در قسمت بالا شكل مي گيرد . درجه حرارت سازگار نيمه راهي بين Tg و درجه حرارت شكل گرفته است . اين مي تواند ، فشارهاي داخلي را كه سبب يك كاهش در نقطة واپيچش گرما ، مارپيچ ، و قدرت تأثير پايين را برمي انگيزاند .

conformer

ذخاير رزين پلي پروپلين ، بطور قابل توجهي پيشرفت هاي شيميايي را ساخته است كه در كاهش دادن كمبودهاي ارثي پلاستيك هاي بلورين ، نقش دارد ، چندين طبقه عالي ، چيزي كه قدرت گرما را خوب در درجة حرارت شكل دهنده نرمال و طبيعي عرضه نميد كه ( در حدود ۳۳۰
([ ۱۶۶] ) موجود است .

در مقايسه با پلاستيك هاي فاقد شكل ثابت ، مواد بلورين به انرژي بيشتري براي آوردن آنها از Tg نياز دارند . بعد از اين درجه حرارت بدست مي آيد كه گرماي يك كمي اضافي براي رسيدن به درجة حرارت شكل دهنده نياز دارد . مواد بلورين پلي آمير را ، پلي تسيلين ، پلي پروپلين ، سوفاژ پلي فيلين و اكستال را دربرمي گيرد .

آموزش منو Surfaces در Solidworks

آموزش منوی Surfaces در Solidworks

در این دستور که بسیار ساده ولی با کاربرد های خاص می باشد، می توان از یک یا چند Face یک جسم ، Offset تهیه نمود حتی می توان از قسمت Surface Bodies یک Surface را بصورت کامل انتخاب کرده و Offset نمود.

Offset یک دستوری است که در مدلهای پیچیده بسیار محدودیت اجرا دارد و یک طراح باید بداند که چه سطوحی را نمی توان با چه عددی Offset نمود. بعنوان مثال در شکل زیر Offset چنین سطحی با این عدد اجرا نخواهد شد.

surface-menu-teaching (1)

نکته اینکه می توان یک Offset با ضخامت صفر تهیه کرد یعنی از یک مجموعه از سطوح یا Face های دلخواه یک جسم کپی برداری نمود که این کار در طراحی پیشرفته قالب کاربرد های بسیاری دارد.

surface-menu-teaching (2)

Radiate Surface

با استفاده از این دستور می تواند ازلبه های دلخواه یک جسم در امتداد یک Plane یا یک Face مسطح از یک جسم ، صفحه ای با اندازه دلخواه ایجاد کند.

در این پنجره ابتدا صفحه مسطح یا Plane را انتخاب کرده و سپس لبه هایی که قرار است سطح از آنجا امتداد یابد تعیین میگردد در قسمت پائین این دستور گزینه Propagate to tangent faces وجود دارد که اگر این گزینه فعال باشد کلیه سطوحی که با لبه های انتخاب مماس (Tangent) باشد خود بخود انتخاب می شود.

surface-menu-teaching (3)

لازم بذکر است که این دستور در تهیه سطح جدایش های پیچیده قالبهای Mold کاربرد دارد.

Knit Surface

این دستور برای یکپارچه سازی و متصل نمودن دو یا چند Surface Body که توسط یک یا چند لبه به یکدیگر مرتبط باشند، استفاده می شود.

کاربرد دیگر این دستور تهیه یک Surface Body از Face های یک جسم می باشد. این کاربرد تقریبا همان کاربرد دستور Offset با ضخامت صفر می باشد. با این تفاوت که در دستور Offset گسستگی سطوح اهمیتی نداشته ولی در اینجا سطوح انتخابی حتما باید به هم پیوسته باشند.

surface-menu-teaching (4)

اگر گزینه Try to form Solid فعال باشد و همچنين مجموعه Face ها یا Surface های انتخابی تشکیل یک محفظه کاملا بسته را بدهد نتیجه حاصل بصورت Solid Body می باشد اما اگر این گزینه غیر فعال باشد یا سطوح کاملا بسته نباشند (حتي به اندازه يك سطح كوچك) نتیجه بصورت Surface Body خواهد بود. و اگر گسستگي كلي وجود داشته باشد بدين معني نتيجه كلي قرار است چند Surface Body كلي شود، اين دستور اجرا نخواهد شد.

Planar Surface

با استفاده از اين دستور مي توان به چند روش Surface هاي صفحه اي ايجاد نمود.

  • sketch 2D بشرطي كه مسير خطوط كاملا بسته باشد و خط اضافه وجود نداشته باشد.
  • لبه هاي يك جسم يا يك سطح بشرطي كليه لبه ها بر روي يك صفحه قرار داشته باشند.
  • با استفاده از دو لبه

surface-menu-teaching (5)

Extended Surface

با استفاده از اين دستور مي توان يك ليه يا يك سطح را انتخاب نموده و بصورت خطي مماس بر انحناي سطح (Linear) يا بصورت امتداد يكسان با سطح (same surface) آنرا ادامه داد.

surface-menu-teaching (6)Trim Surface

در اين دستور مي توان با استفاده از يك Plane ، Sketch و يا يك Surface بعنوان يك tool trim دريك يا چندSurface اصلي خطوط تقاطع دو سطح و حتي امتداد اين خطوط را ترسيم و Surface اصلي را به چند قسمت تقسيم نموده و در نهايت قسمت و يا قسمتهاي دلخواه را حذف كند.

در حالت كلي اين دستور به دو شكل (Manual، Standard) اجرا مي شود.

Standard

در اين حالت Surface ها با Plane ، Surface، Sketch و Curve ها Trim مي شوند. در پنجره Selection در قسمت Tool Trim، ابزاري كه قرار با آن سطح يا سطوح Trim شوند، انتخاب مي شود. و در قسمت پائين اين پنجره، قسمتهاي مشخص شده سطح يا سطوحي كه قرار است Trim شوند انتخاب مي شود.

surface-menu-teaching (7)

Manual

در اين حالت چند Surface با استفاده از خودشان Trim مي شوند. در پنجره Selection قسمت Surfaces كليه سطوحي كه با يكديگر تماس داشته و قرار است با استفاده از يكديگر Trim شوند انتخاب مي شود. و در قسمت پائين اين پنجره بخشهاي تشكيل شده حاصل از اجراي اين دستور مشخص شده كه مي توان آنها را انتخاب نمود.

surface-menu-teaching (8)

گزينه Keep Selection باعث مي شود كه قسمتهاي انتخاب شده از سطح باقي بماند و گزينه Remove Selection اين سطوح را حذف مي كند.

در قسمت پائين اين دستور پنجره Surface Split option وجود دارد. در اين حالت اگر گزينه Split all فعال باشد، ضمن برش طولي كه در امتداد مسير تقاطع سطوح ايجاد شده، يك برش عرضي در محل انتهاي تماس دو سطح بر روي سطح اصلي ايجاد مي گردد.

Filled Surface

با استفاده از اين دستور مي توان از لبه هاي تعريف شده كه بصورت Edge، Sketch و Curve مي باشد، بصورت ۲D و ۳D، سطح عبور داد. كاربرد اين دستور بيشتر در زمينه پر نمودن جاهاي خالي مدل (Gap) و بعضا جهت ايجاد سطوحي با فرمهاي خاص مي باشد.

روش كار به اين صورت است كه در قسمت بالاي اين پنجره (Patch Boundary) مي توان محيط خارجي منطقه اي كه قرار است Fill شود را انتخاب نمود همانطور كه گفته شد اين منطقه مي توان بصورت Edge، Sketch و يا curve باشد.

در قسمت Curvature Control سه حالت Cantact، Tangent و Curvature وجود دارد.

 surface-menu-teaching (9)

در حالت Contact ، سطوح به ساده ترين شكل به يكديگر متصل مي شوند.

در حالت Tangent ، سطوح مجاور سطح دارای اعوجاج و یا زاویه باشند، سطح تشکیل شده مماس بر آنها خواهد بود. اگر لبه مورد نظر از يك solid Body باشد، دو Face مجاور خواهد و اگر از يك Surface body باشد يك Face دارد.

در حالت Curvature اگر سطوح مجاور سطح دارای اعوجاج نامنظم باشند، سطح تشکیل شده بصورت یک منحنی خواهد بود. در بسیاری از موارد این حالت شبیه حالت Tangent اجرا می شود.

surface-menu-teaching (10)

همانطور که واضح است در اجسام، هر لبه دو Face مجاور دارد که هنگام اجرای فرمان در حالت Tangent اگر به هر يك از Face ها مماس شود با كليك بر روي گزينه Alternate face، به آن Face ديگر مماس مي شود.

surface-menu-teaching (11)

گزينه Apply to Edges اين امكان را فرآهم مي آورد تا يك Control Curvature يكسان در همه لبه تشكيل شود.

بعنوان مثال در شکل زیر در قسمت سمت چپ، سطح بدون فعال بودن این گزینه ایجاد شده ولی در شکل سمت راست این گزینه فعال بوده است.

surface-menu-teaching (12)

گزينه Optimize surface، باعث مي شود كه سطح ايجاد شده بصورت ساده تر و بهينه تر باشد. با فعال كردن اين گزينه دستور سريع تر اجرا شده و از آنجا كه در بعضي مدلهاي پيچيده سطح با لبه ها ارتباط خوبي برقرار نمي كند با انتخاب اين گزينه پايداري سطح در لبه ها جهت اتصال با ساير سطوح بيشتر است. هنگامي كه اين گزينه غير فعال باشد، پنجره Resolution Control ايجاد مي شود كه مي توان با آن كيفيت سطح تشكيل شده را كنترل نمود.

surface-menu-teaching (13)

همانطور كه در مثال زير قابل مشاهده مي باشد در سطح ايجاد شده توسط اين دستور زماني كه گزينه Optimize surface فعال نبوده در بعضي از نواحي سطح، اعوجاج ديده مي شود كه با فعال كردن اين دستور در همان شرايط اين اعوجاج ها از بين رفته است.

surface-menu-teaching (14)

پنجره Constraint Curves اين امكان را فرآهم ساخته تا بتوان با انتخاب يك Curve يا يك Sketch براي سطح تشكيل شده فرم خاصي در نظر گرفت . ( لازم بذكر است Sketch مي تواند بصورت Spline يا بصورت Points باشد)

surface-menu-teaching (15)

بعنوان مثال در شكل زير سمت چپ براي در پنجره Constraint Curves تعدادي نقاط ۳D انتخاب شده و در قسمت سمت راست يك منحني قرار داده شده است. با استفاده اين فرآيند مي توان از نقاط بدست آمده از دستگاه اسكنر ۳D و يا منحني هاي بدست آمده از نقاط ، سطوح را به فرم هاي مورد نظر ترسيم نمود.

surface-menu-teaching (16)

در قسمت پائين اين پنجره چهار گزينه وجود دارد..

surface-menu-teaching (17)

گزينه Fix up boundry در Version جديد اين نرم افزار اضافه شده و وظيفه آن اين است كه اگر در يك مسير بسته يا يك Sketch، گسستگي وجود داشته باشد با فعال نمودن اين گزينه سطح را با در نظر گرفتن امتداد لبه هاي موجود ترسيم مي نمايد. اين گزينه در هنگام طراحي بسياري مدل هاي پيچيده كه در آنها گسستگي دور از چشم طراح وجود دارد، مناسب مي باشد.

surface-menu-teaching (18)

فعال بودن گزينه Merge Result باعث مي شود تا سطح تشكيل شده توسط اين دستور به ساير سطوح موجود كه لبه مشتركي با اين سطح دارند، متصل شده و Surface Body جديد تشكيل نشود.

اگر سطح تشكيل شده باعث شود كه مجموعه سطوح به يك حجم كاملا بسته تبديل شود و همچنين گزينه Merge Result نيز فعال باشد، هنگام فعال بودن گزينه Try to Form Solid، اين حجم از حالت Surface خارج شده و به حالت Body Solid در مي آيد.

گزينه Reverse direction هنگامي تشيكل مي شود كه لازم باشد يك سطح از لبه هاي يك Body بدست آمده و سطح جديد جايگزين سطح قبلي شود بدون آنكه Surface Body جديدي تشكيل شود. در عین حال می تواند فضای خالی را که در یک Solid Body وجود دارد و فقط به یک سطح محدود است، پر کرده بدون آنکه Solid Body و Surface Body  جدید تشکیل شود.

این گزینه نیز زمانی قابل استفاده که گزینه Merge Result فعال باشد.

surface-menu-teaching (19)Mid-Surface

با استفاده از اين دستور مي توان بين دو Face از يك Solid Body كه با هم موازي باشند را انتخاب نموده و از وسط آنها و موازي با آنها سطحي مشابه عبور داد.

نکته: Face ها باید یا مسطح باشند و یا Face از شکل هندسی منظم باشند. مانند استوانه ، کره و غیره…

روش كار به اين شكل است كه در قسمت بالاي پنجره اين دستور Face 1 ، يكي از دو سطح را انتخاب نمود و در قسمت Face 2 سطح ديگر انتخاب مي شود. اگر سطح دوم قابل پذيرش باشد هر دو سطوح پاك شده و به پنجره Face Pair انتقال مي يابند تا جا براي انتخاب سطوح بعدي نيز باشد.

surface-menu-teaching (20)

در قسمت Position ، درصد نزديك بودن سطح به هر يك از سطوح انتخابي ، تعيين مي گردد. بعنوان مثال اگر اين عدد ۵۰% را نشان دهد بدين معني است كه سطح تشكيل شده به لحاظ فاصله اي دقيقا وسط دو Face انتخابي مي باشد.

نكته: اگر تعداد سطوح موازي در يك جسم زياد باشد و نياز باشد كه از ميان بعضي از آنها سطح ايجاد شود مي توان با انتخاب هر دو Face موازي بر روي گزينه Update Pair كليك نموده تا در قسمت Face Pair ثبت شود و سپس دو Face بعدي را انتخاب كرد.

surface-menu-teaching (21)Recognition threshold

با استفاده از اين قسمت مي توان تمام Face هاي موازي موجود در مدل را شناسايي و بر اساس تنظيم انجام شده (= مساوي ، < كوچكتر، <= كوچكتر يا مساوي، > بزرگتر و >= بزرگتر يا مساوي) با فشار دادن گزينه Find Face Pair آنها را در قسمت Face Pair احظار كند.

بعنوان مثال مي توان با تنظيم كردن اين قسمت بصورت (  ۲۰mm   و < ) از كليه سطوح موازي با هم كه فاصله آنها كوچكتر از ۲۰mm باشد را شناسايي كرده و در Face Pair احظار مي كند.

Delete Face

اين دستور به سه روش (Delete، Delete and Patchو Delete and Fill) اجرا مي شود.

Delete

با استفاده از اين قسمت مي توان يك يا چند face را از يك Solid Body يا يك Surface Body حذف نمود.

نكته اي كه دراينجا وجود دارد اين است كه هنگام Delete كردن Face ها در يك Solid Body ، اين جسم تبديل به يك Surface Body مي شود.

surface-menu-teaching (22)

Delete and Patch

با استفاده از اين گزينه مي توان يك يا چند دسته از Face هاي مجاور را كه حتما بايد در يك راستا باشند يعنی از يك Solid Body يا Surface Body انتخاب نموده و آنها را Delete كرده و سپس با Patch کردن خطوط مرزي بين آنها را از بين مي برد.البته لزوما در بعضي موارد لازم نيست اين سطوح در مجاورت يكديگر باشند. در هنگام اجراي اين دستور ديگر Solid Body به Surface Body تبديل نخواهد شد. به عبارت ديگر اين دستور دقيقا برعکس دستور Split line است که در چند تکه کردن Faceها استفاده می شود، عمل می نمايد و می توان با آن Faceهای چند تکه مدل را با شرايط خاص تبديل به يک Face نمود.

surface-menu-teaching (23)Delete and Fill

اين گزينه نيز همانند گزينه قبل ابتدا Face هاي مجاور يكديگر را انتخاب نموده و آنها را Delete مي كند و سپس يك سطح جديد تشكيل مي دهد. اگر گزينه Tangent fill فعال باشد، سطح جديد تشكيل شده بصورت مماس بر سطوح مجاور خود خواهد بود.

surface-menu-teaching (24)

Replace Face

با استفاده از اين دستور مي توان يك Surface Body را جايگزين يك يا چند Face در يك Solid Body يا يك Surface Body نمود.

روش كار به اين صورت است در قسمت بالاي پنجره اين دستور، Target Face بوده كه face هاي مورد نظر از مدل انتخاب مي شود.

نكته: بايد توجه داشت كه اين Face ها بايد مجاور يكديگر باشد و بايد همه Face هايي كه در جهت سطح جديد هستند، انتخاب شوند.

و در قسمت پائين پنجره اين دستور، Replacement Surface بوده كه سطح يا سطوح جديد در آن انتخاب مي شود.

surface-menu-teaching (25)Untrim Surface

با استفاده از اين دستور مي توان همه سطوح را در امتداد يك مرز طبيعي سطح ، براساس يك درصد مشخص ادامه داد كه از اين لحاظ كمي شبيه دستور Extended Surface مي باشد. همچنين اين دستور گوشه هاي سطوح را همانند دستور Filled Surface به يكديگر متصل مي كند.

روش كار به اين صورت است كه در قسمت بالاي پنجره اين دستور Selection قرار داشته كه مي توان در آنجا لبه هاي سطح يا خود سطح را انتخاب نمود. و در زير آن درصد گسترش سطح، مشخص مي شود. در پنجره Option سه گزينه وجود دارد.

اگر بر روي يك لبه يا يك Face كليك شود، همچون دستور Extended Surface ، سطوح را امتداد داده كه البته مقادير آنرا با درصد نشان مي دهد که در مثال زیر سه لبه بعنوان نمونه از مدل انتخاب شده است.

surface-menu-teaching (26)

تفاوتي كه اين فرمان با فرمان Extended Surface دارد اين است كه در اينجا تمام گسستگي هاي سطح از بين رفته و سطح به شكل منظم در آمده و سپس امتداد مي يابد ولي در دستور Extended Surface سطح با همان گسستگي هايي كه دارد امتداد مي يابد. در شكل زير يك مقايسه بين اين دو فرمان نشان داده شده که در هر دو فرمان کل Face انتخاب شده است.

surface-menu-teaching (27)

همچنين اين فرمان مي تواند در نواحي بسته نقش فرمان Filled Surface را ايفا كند. اما تفاوتي كه بين نتيجه اين دو وجود دارد در اين است كه دستور Filled Surface پس از اجرا يك Face متمايز ايجاد كرده كه اگر چه ظاهر شبيه مدل است اما Edge هاي مربوط به اين Face نمايان است درحالي كه اگر با فرمان Untrim Surface اين كار انجام شود، نتيجه نهايي كاملا با مدل يكپارچه بوده و هيچگونه Face متمايزي در آن وجود نخواهد داشت.

نكته: اگر پيچيدگي مدل اجازه ندهد كه Face بصورت يكپارچه ايجاد شود، ديگر از اين فرمان نمي توان استفاده نمود.

surface-menu-teaching (28)

هنگامي كه در اين فرمان يك لبه يا يك Face انتخاب شود، تا يك درصد مشخصي كه خود فرمان تشخيص مي دهد آنرا امتداد مي دهد. بدين معني كه ممكن در مرحله اوليه تغيير قسمت Distance ، تغييري در شكل حاصل نشود و از يك درصدي به بعد اين تغييرات روئيت مي شود.

در پنجره Option پائين اين فرمان گزينه هايي وجود دارد كه به شرح زير است.

surface-menu-teaching (29)

Extended Edges

اگر اين گزينه فعال باشد در نواحي از سطح كه بصورت غير يكنواخت جدا شده، در راستاي لبه ها ، ناحيه جديدي تشكيل داده كه در نهايت باعث مي شود سطح بطور يكنواخت تشكيل شود.

Connect endpoints

اگر اين گزينه فعال باشد در قسمتهايي از سطح كه به شكل غير يكنواخت جدا شده، يك ناحيه جديد تشكيل داده، با اين تفاوت كه نقاط لبه هاي سطح را به يكديگر متصل مي كند.

surface-menu-teaching (30)

Merge with original

فعال بودن اين گزينه باعث مي شود كه نتيجه نهايي اين دستور بصورت يكپارچه بوده و با Surface موجود تشكيل يك Surface Body را بدهند.

فعال نبودن اين دستور باعث مي شود كه كل سطح اوليه بعلاوه ناحيه جديد تشكيل يافته بصورت يك Surface Body يكپارچه تشكيل شود اين در حالي است كه سطح اوليه نيز بعنوان يك Surface Body همچنان وجود دارد.

Ruled Surface

با استفاده از اين دستور مي توان سطوحي ايجاد نمود كه بر لبه مدل بصورت مماس، عمود يا تحت زاويه امتداد يابد.

روش كار به اين صورت است ابتدا لبه يا لبه هاي مورد نظر از جسم يا سطح را انتخاب در پنجره Edge Selection انتخاب نموده كه در پنجره بالايي اين دستور Type ، انواع امتداد ها را مي توان بر حسب نياز مدل انتخاب نمود.

نكته : در اين دستور فقط مي توان لبه هاي اجسام و سطوح را انتخاب نمود و نمي توان بجاي آنها از Sketch استفاده كرد.

surface-menu-teaching (31)Tangent to Surface

همانطور كه قبلا در دستور Filled Surface گفته شد، هر لبه، از تماس دو Face تشكيل شده است. با انتخاب اين گزينه يك سطح از لبه انتخابي در راستاي مماس يكي از دو Face مجاورش امتداد مي يابد كه با كليك بر روي گزينه Alternative Face ، آن Face ديگر انتخاب مي شود.

surface-menu-teaching (32)Normal to Surface

اين گزينه نيز همانند گزينه قبل يك لبه يا لبه هاي انتخابي را در راستاي عمود بر يكي از دو Face مجاورش امتداد مي دهد.

surface-menu-teaching (33)Tapered to Vector
اگر اين گزينه فعال باشد بر اساس يك جهت اصلي كه اين جهت مي توان يك (Edge، Axis، Plane، Face، Sketch) باشد، يك سطح از لبه يا لبه هاي انتخابي عبور داده و نسبت به جهت اصلي زاويه براي آن تعريف نمود.

surface-menu-teaching (34)

Perpendicular to Vector

با انتخاب اين گزينه ، سطح تشكيل شده عمود بر يك لبه يا يك محور انتخابي امتداد مي يابد. اگر بجاي محور يا لبه ، Face يا Plane انتخاب شود، سطح تشكيل شده موازي با آنها خواهد بود.

surface-menu-teaching (35)Sweep

انتخاب اين گزينه اين امكان را فرآهم مي آورد تا سطح تشكيل شده در راستاي يك لبه يا يك محور، امتداد يابد. اگر بجاي محور يا لبه،Face يا Plane انتخاب شود، سطح را عمود بر آنها امتداد خواهد داد. در اين شرايط گزينه اي بنام Coordinate Input بوجود آمده كه با فعال كردن اين گزينه مختصات نقطه سه بعدي جديدي نسبت لبه مورد نظر را مي توان وارد نمود كه مسير امتداد سطح در آن راستا مي باشد.

surface-menu-teaching (36)

نكته: حاصل اين فرمان در همه حالت بصورت يك Surface Body جديد مي باشد و گزينه اي براي Knit كردن آن به Surface Body اوليه در اين فرمان وجود ندارد. آموزش این منو در دسته آموزش سالیدورک قرار گرفته.

Trim and knit

اگر تعداد لبه هاي مورد نظر بيش از يكي باشد، فعال بودن اين گزينه باعث مي شود تا نتيجه نهايي بصورت يك Surface Body

تشكيل شود ولي اگر اين گزينه فعال نباشد، كليه Face هاي سطح تشكيل شده هر كدام بصورت جدا گانه يك Surface Body خواهند شد.

Connecting surface

در هنگام فعال بودن اين گزينه در مدلهايي كه گوشه هاي تيز دارند، يك اتصال بصورت قوسي از دايره ايجاد نموده و سطوح را به يكديگر متصل مي كند.

surface-menu-teaching (37) surface-menu-teaching (38)

نكته : در مواردي كه گزينه Connecting Surface در روي نتيجه كار تاثير گذار باشد، نبودن آن باعث مي شود تا سطوح ايجاد شده با يكديگر Knit نشده و در نتيجه نبايد گزينه Trim and Knit فعال باشد زيرا دستور اجرا نخواهد شد.

اين دستور را مي توان در تهيه Inter Lock قطعات پيچيده مورد استفاده قرار گيرد. (در قسمت Molding توضيح داده خواهد شد)

د